ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

15

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

مار شاخ‌دارى ، سر مانند گوسفند كوه است سر برون كند ، چنان كه چشم و روى و شاخ و زبان او را مىبينند و كسى ندانسته كه غذاى آن مار چيست . « 1 » عجايب ديگر در ناحيهء قلعه‌گاه 6 اوق ريگيست ببلندى كوهى ببالابر - شده و ريگ بانگى مشهورست چون شخصى چيزى آلوده بر زبر او اندازد آن كوه بنالد همچو رعد و ريگ او را كه از بالا به نشيب آورند در محل فروآمدن باز لمحه‌اى خودسرا [ نه ] بالا مىرود و چنان بانگ مىكند كه گويا نقاره و نفير مىزنند . و در تاريخ قديم سيستان مذكور است كه گويند دجال از آنجا بيرون آيد . اما اين قول معتبر نيست و همى گويند كه دجال ضحاك است كه از آنجا بيرون خواهد آمد و هنوز زنده است . « 2 » ديگر از عجايب سيستان آنست كه ابو المؤيد در كتاب خويش آورده كه در هيرمند چشمه‌اى بود كه آب زر و ريگ باهم آميخته از آنجا بيرون آمدى . روزى كه حاصل كمتر بودى از هزار دينار متجاوز بود . و افراسياب بجادويى آن چشمه را پنهان كرد گويند در آخر الزمان پيدا شود « 3 » و به اعتقاد اين جانى به چشمه مل بخرد اخر [ كذا ] كف كافى اهل جود و سخاست شايد از چشمه‌سار الطاف الهى سخاپيشه‌اى بر ساحل هيرمند كه جاى اهل جود و كرمست پيدا شود ، زياده از آن چشمه نفع بمردم رساند . و در كوهستان سرحد سيستان كان نقره و فيروزه حاصل مىشود و هست و اگر ساعى باشد حالا نيز متصورست . « 4 » و پيران صاحب تجربهء صاحب‌رأى صايب گفته‌اند كه آبادى سيستان از سه بند است : بند ريگ و بند آب و بند مفسدان شرير . ديگر از غرايب در سيستان علفى است كه چون آب دهند خشك

--> ( 1 ) - اين مطالب با كمى اختلاف از تاريخ سيستان نقل شده است ( تاريخ سيستان ص 14 ) ( 2 ) - مؤلف اين مطالب را از تاريخ سيستان نقل كرده است ( تاريخ سيستان ص 15 ) ( 3 ) - اين مطالب با كمى اختلاف از تاريخ سيستان نقل شده است ( تاريخ سيستان ص 17 ) ( 4 ) - مؤلف تاريخ سيستان چنين نوشته است : « و كوه توژكى خود معروفست و مشهور و نقره همى بيرون آمد و اكنون اگر خواهند هم بيرون آيد » ( تاريخ سيستان ص 17 ) .